عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
126
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
قرمز رنگى دارد و طعمش برزخ ما بين ترشى و شيرينى است و قدرى هم عفص است كه به اصطلاح « گس » مىگويند « 1 » . و در نزديكيهاى بمپور درخت كنار نيز دارد و كنار هم شكلا شبيه است به درخت نارون . برگ او « سدر » معروف و ميوهء آن به اندازهء آلوبالو و رنگش شبيه است به سنجد ، ولى طعم خوبى ندارد . و يك درخت سپستان هم در اينجا هست . مجملا خود من موافق معمول هر روز از ابتداى منزل از جادّه خارج [ شدم ] و با اجزاء شكار بهطرف يمين راه به عزم شكار درّاج و جيرفتى رفته و خود من دو درّاج و يك سار بالاى هوا زدم و همراهان هم دو كفتار زدند . و تقريبا دو ساعت به غروب مانده وارد بمپور شديم . بمپور - ناظم بلوچستان 193 در اين نقطهء نزديكى بمپور هم اردوى نظامى همراه خودمان با تمام سوار و جمّازهسوار و صاحبمنصبان مأمور بلوچستان به اتفاق ابراهيم خان سرتيپ ناظم بلوچستان به رسم استقبال آمده رسومات نظامى را معمول [ داشتند ] و بهطورى كه در اينجاها رسم است در ورود حكومت توپ مىاندازند چند توپ شليك نمودند . از زنهاى عملهجات خالصهء بمپور و ناصريّه قريب چهارصد پانصد نفر كوچك و بزرگ جلو من آمده و به همان طريق ايلاتى « كيل » « 2 » مىكشيدند و من هم به آنها وعدهء انعام داده ، روز بعد را [ 117 ] معادل يكصد تومان به آنها فراخور حال هريك انعام دادم . رسيدن سايكس صاحب 194 و دو روز هم در بمپور توقف نموده كاغذهاى پستى را تمام و غلام حامل نوشتجات را در اينجا راه انداختم و قلعهء بمپور را هم كاملا تماشا [ كردم ] و تعميراتى كه خود من مأمور فرستاده و برحسب اجازهء اولياى دولت كرده بودم به دقّت رسيدگى نموده و دستور العمل مرمّت نواقص آن را هم دادم كه تا دو سه ماه ديگر تمام خرابيهاى آن را تعمير و اصلاح كنند . شرح حال خود قلعه بعدها ذكر خواهد شد . و در مدّت اطراق بمپور بادهاى خيلى سخت و باران وافر فوق العاده آمد .
--> ( 1 ) - « به اصطلاح گس مىگويند » در حاشيه به خط فرمانفرماست . ( 2 ) - در صفحهء 120 كللو آمده .